رفتن به مطلب
آخرین اخبار
  • خبر جدید:
  • توتال وار ایران به روز رسانی شد

Fardin.M

کاربر ساده
  • تعداد ارسال ها

    289
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    25

آخرین بار برد Fardin.M در شهریور 28 2016

Fardin.M یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

4 دنبال کننده

درباره Fardin.M

  • درجه
    امیری حسین و نعم الامیر

Contact Methods

  • مکان شما
    کرج

Profile Information

  • Gender
    Male
  • موقعیت
    کرج
  • علایق
    جنگل و کوه نوردی والبته سکوت

آخرین بازدید کنندگان نمایه

2,141 بازدید کننده نمایه
  1.  بهبود چهره ایران

  2. تو خصوصیت ژنرالا هست ک مینویسه reduces corruption باید بگردی ببینی کدوم این خصوصیتو داره حالا میتونه در قالب household باشه یا ی چیز دیگه و یه چیزیم باید در مورد سری توتال وار اید بدونید ک همه چی به تدریج صورت میگیره یدفعه ای کار درست نمیشه.اون شاخه تکنولوژی فیلسوفیو پر کردید؟اگه نه از یه ترینر استفاده کنید تا ته پرش کنید.
  3. یا اباالفضل!!!مگه میشه 92 درصد؟برامن فوق فوقش 40 درصد بود.من از هر استان حداقل 3000 در میاوردم .شما باید از طریق شاخه تکنولوژی فیلسوفی اونو کم نگه میداشتید و بعضی ژنرالام قابلیت ضد فساد دارن.
  4. تبریک میگم سایت خیلی خوش منظر و قشنگ شده.فقط اون لوگو متحرکو یخورده کوچیکتر کنید یذره هم بکشید بالا هی میاد زیر دست و پای آدم!
  5. نصب اپدیت توتال وار اتیلا

    شهاب ی فکریم به حال تاپیکای اینجوری بکن مثل قارچ داره زیاد میشه لامصب!عزیزان وقتی سوال دارید زرتی تاپیک نزنید که!برید تو بخش مربوطه که ی تاپیک جامع هست اونجا سوالاتونو بپرسید
  6. عزیز با ی دفعه ای درست کردن که نمیشه باید طی چندین ترن بتدریج قدرت خاندانو افزایش بدی وگرنه وضعت خیلی بدتر میشه.نمیخوای کودتا کنی که! من نزدیک دوساله رومو پاک کردم در این زمینه کمکی نمیتونم بت بکنم.با فکشن دیگه ای هم امتحان کن اگه کرش کرد یا اپدیت کن یا بازی سالم بگیر
  7. بزرگترین فرماندهان تاریخ(به روزمی شود)

    من که اولش گفتم یه مطلب بذار عزیز.حقیقتش من گشتم چیزی پیدا نکردم.قطعا اگه اونقدی که میگی مهمه باید حداقل یه مطلب بود دربارش یا نه؟دوما شما با یه بازی تاریخو قضاوت میکنی؟الان آتیلا رو ببین یا روم 2 خودت که دیگه دستت تو این کاره برادر! اینم تنها مطلب درباره سانادا که از ویکی پیدا کردم. سانادا یوکیمورا (به ژاپنی: 真田 幸村) (۱۵۶۷ - ۳ ژوئن ۱۶۱۵) سامورایی ژاپنی در دوره سن‌گوکو و یکی از قهرمان‌های بزرگ تاریخ ژاپن بود. او یکی از جنگجویان به نام ژاپن بود، پدرش سانادا ماسایوکی و برادرش سانادا نوبویوکی بودند و به قبیله ی تاکدا نیز کمک فراوانی کرد و در جنگ با توکوگاوا و داته کشته شد و به او لقب قهرمان اول ژاپن را دادند. یوکیمورا از جنگجویان بزرگ ژاپن بود که در نبرد اوساکا، بین هیده یوری تویوتومی و ایه یاسو توکوگاوا در گرفت، بعد از نشان دادن شجاعت و دلاوری‌های فراوان کشته شد. شجاعت‌های وی در نبردهایش (به خصوص نبرد اساکا) او را به بزرگترین قهرمان تاریخ ژاپن تبدیل کرد.
  8. بزرگترین فرماندهان تاریخ(به روزمی شود)

    فرماندهان بزرگ تاریخ!نه فرمانده یه لشکر کوچیک.
  9. در مورد جمعیت=اگه شهری به ماکسیموم رشدش برسه یعنی همه ی تعداد ساختمان هایی که امکان ساختش هستو ساخته باشی،دیگه رشد نمی کنه. در مورد فرمانده ها=شما باید از قسمتی که اعضای خاندان و... توش هست برید و اون فرمانده های پر نفوذ خاندان رقیبو بکشید یا به سمت خودتون بکشید.
  10. تاریخ انتشار بازی رایگان Total War Battles: Kingdom

    آقا ی سوال.چرا برای من بعد نبرد اول دیگه نمیتونم خودم لشکرو فرماندهی کنم؟خودبخود میره ازاون محیط بیرون بعد دوباره نقشه رو میاره میگه پیروز شدی یا باختی
  11. بزرگترین فرماندهان تاریخ(به روزمی شود)

    ممنون از توجهتون.ما نوشتیم فرمانده بزرگ نه جنگجوی بزرگ همه ی این فرمانده ها یا ملتی رو متحد یا از فروپاشی جلوگیری کرده اند.هاتوری هانزو معروف ترین نینجای تاریخه نه فرمانده (چریک بود).اودا نبوناگا باعث انقراض یک سلسله شوگان شد.کم کاری نیست که!دوما سعی کردم با تاریخ پیش برم و اگه دوستان از ژاپن مطلب دوست داشتن بازم ادامه بدم. قبلنم گفتم دوستان میتونن هر فرمانده ای که اونقدر قدرتمند (نه مثلا فرمانده یه گردان) هستش که میتونه در این لیست قرار بگیره ،بذارن.انصافا از هوندا چیززیادی نشنیده بودم اگه مطلبی دارید بذارید چیزی که میدونم ازش اینه که در حد فرمانده 5000 نفر بود.اسطوره های تاریخ الزاما فرمانده بزرگی نبودن.مثلا آریوبرزن اسطوره ملت ماست اما نمیشه گفت که فرمانده بزرگی هم بوده.شما در مطلب دریا سالار یی سان سین میتونین میراث و قدرت حکومت نبوناگارو درک کنین.
  12. بزرگترین فرماندهان تاریخ(به روزمی شود)

    به نام خدا قسمت چهارم اودا نوبوناگا او در تاریخ ۲۳ ژوئن ۱۵۳۴ به دنیا آمد و دوران کودکی به نام کیپوشی خوانده می‌شد. او پسر دوم اودا نوبو هیده بود. در دوران کودکی و اوایل سال‌های نوجوانی، او بداشتن رفتار عجیب و غریب شهرت داشت و به همین سبب لقب احمقِ اواری به او داده شده بود. در زمان وارد شدن سلاح گرم به ژاپن، او به سلاح گرم که به آن تانه‌گاشیما گفته می‌شد، توجه و علاقه نشان داد. او همچنین به رفاقت و رفت‌وآمد با دیگر جوانان ولایتش، بدون هیچ گونه توجه‌ای به مقام و رتبهٔ اجتماعی خود شهرت دارد.در سال ۱۵۷۴ نوبوناگا عنوان کوگه (یک منصب اشرافی) را دریافت کرد، پس از آن در سال ۱۵۷۷، او در مقام اودای‌جین (وزیر بزرگ)، بالاترین مقام در حکومت اواری قرار گرفت. در سال ۱۵۴۸ بدنبال بسته شدن یک قرارداد سیاسی مابین پدرش و دایمیوی(حاکم) ولایت مینو بنام سایتو دوسان، با نوهیمه سومین دختر دایمیوی مینو ازدواج کرد. در سال ۱۵۵۱ پس از فوت ناگهانی پدر جانشین او شد. در سال ۱۵۶۰ میلادی، در جنگ اوکه هازاما، ایماگاوا یوشیموتو (چقد اسماشون مخرفه) را شکست داد و با این پیروزی ناگهان در سراسر ژاپن به شهرت رسید.ایماگاوا یوشیموتو دایمیوی بزرگی بود که بر ولایت سوروگا، ولایت توتومی و ولایت میکاوا فرمان می‌راند اما منطقه زیر سلطهٔ نوبوناگا تنها نیمی از ولایت اواری بود. پس از آن نوبوناگا ولایت مینو را تصرف کرد و خاندان سایتو را برانداخت و به دنبال آن مناطق نزدیک به پایتخت را تحت تسلط خود درآورد.او یوشی آکی را به عنوان شوگون به رسمیت شناخت و با کمک او بسیاری از مناطق ژاپن را فتح کرد.او مانند نادر شاه که شاه طهماسب را محدود کرده بود اختیارات یوشی آکی را کاهش داد.یوشی‌آکی نیز از اینکه دست نشانده بود راضی نبود و مخفیانه با دایمیوهای مناطق مختلف در ارتباط بود تا بتواند یک اتحاد بر ضد نوبوناگا تشکیل دهد. یکی از قوی ترین حاکمان بر ضد نوبوناگا، تاکدا شینگن بود، شینگن بطور معمول روابط مسالمت آمیزی با خاندان اودا داشت. در سال ۱۵۷۲ میلادی شینگن تصمیم گرفت تا به پایتخت حمله کند و برای این حمله نخست لازم بود از قلمروی توکوگاوا ایه یاسو بگذرد. نوبوناگا کمک‌های خود را به متحد خود توکوگاوا ارسال کرد اما توکوگاوا در نبرد میکاتاگاهارا(نبرد دژ های خالی) در سال ۱۵۷۳ میلادی از شینگن شکست خورد. مدت کوتاهی پس از آن، شینگن در اثر بیماری در ۱۵۷۳ میلادی درگذشت و نیروهای او مجبور به عقب نشینی شدند. مرگ شینگن برای نوبوناگا فرصت خوبی بود چرا که او پس از آن توانست بر روی شکست شوگون پانزدهم یوشی آکی تمرکز کند، که آشکارا خصومت خود را اعلام کرده بود. نوبوناگا قادر شد نیروهای یوشی‌آکی را شکست دهد و او را به تبعید بفرستد، بدین ترتیب در همان سال حکومت شوگون‌سالاری آشی‌کاگا در ژاپن پایان یافت.در ۱۵۸۲، نُبوناگا که در بالاترین موقعیت قدرت خود قرار داشت، در طی کودتای ژنرال خائن خودش، آکِچی میتسوهیده، از قدرت به زیر کشیده شد. او که بعد از کودتا به داخل معبد هونوجی در کیوتو پناه برده بود دست به عمل آئینی سپوکو (خودکشی سامورایی ها با اون شمشیر کوچیکترشون)زد و جان خود را گرفت و جای خود را به یار وفادارش تویوتومی هیده‌یوشی داد. دریا سالار یی سان سین(زیاده ولی خیلی جالبه) در آخرین دهه قرن ۱۶ ژاپن به رهبری ژنرال تویوتومی هیده‌ یوشی دو تهاجم ناکام به شبه جزیره کره را به راه انداخت . هدف کلی این دو تهاجم بدست آوردن پایگاهی در خشکی به عنوان سکوی پرش برای حمله وفتح چین بود . پس از نزدیک به هفت سال جنگ و گفت و گو های آتش بس در کره ، ژاپن از رسیدن به خواسته اش ناکام ماند که برآیند عواملی چون فرماندهی عالی دریاسالار کره ای یی سان سین ، فعالیت های پارتیزانی پیوسته کره ای ها و کمک نظامی چین به کره و صد البته مرگ ژنرال هیده‌ یوشی می شد . نقشه جغرافیایی کره و ژاپن روی نقشه هیده‌ یوشی بیشتر دهه قبلی را به مبارزه برای یکپارچه کردن ژاپن گذرانده بود و با مطیع ساختن استان شمالی هونشو این یکپارچگی را در سال ۱۵۹۱ بدست آورد سپس به فتح سرزمینهای دیگر چشم دوخت . در اصل در سال ۱۵۸۵ در بحبوحه نبردهای اتحاد او نقشه حمله به چین را در سر می پروراند. فکر حمله به چین زمانی که هیده یوشی افسری زیر دست ژنرال اودا نوبو ناگا بود به سر او خطور کرد ، او رویای فتح چین به افتخار ژاپن را در سر می پروراند. پس از بدست آوردن کنترل قاطعانه بر سراسر ژاپن ، هیده یوشی فرستادگانی برای احیای روابط به کره فرستاد روابطی که در دهه های گذشته به دلیل حملات دزدان دریایی ژاپنی به سواحل کره آسیب دیده بود . این فرستادگان درخواست عادی سازی روابط را به پادشاه کره ، سونژو ، دادند مشروط به اینکه پادشاه اجازه دهد ارتش ژاپن آزادانه از خاک کره عبور کرده و عازم تسخیر چین شوند . کره مشتاق به برقراری مجدد روابط با ژاپن بود اما نه به این اندازه !برای قرنها کره ، خراجگزار چین بود و در این مقطع آمادگی از بین بردن روابط خود با چین را نداشت بنابراین درخواست ژاپنی ها را به صراحت رد کرد . سونجو که نگران نقشه های هیده یوشی بود فرستادگانی را به ژاپن گسیل داشت و تلاش کرد تا از نیات واقعی او آگاه شود اما این فرستادگان با گزارشهایی ضد و نقیض بازگشتند به هر روی سونجو ترجیح داد تا به گزارشها مبنی بر عدم تمایل هیده یوشی به حمله به کره دل خوش کند در نتیجه هیچ گونه آمادگی نظامی برای دفاع از شبه جزیره کره انجام نشد در این زمان ژنرال هیده یوشی در حال تدارک ارتشی ۲۲۵۰۰۰ نفری برای یورش به کره در بهار۱۵۹۲ بود . هسته این ارتش تعداد زیادی سامورایی بودند که سواران و سربازانی نمونه بودند ، افرادی که سالهای طولانی جنگ داخلی آنها را بسیار جنگ آزموده کرده بود . باقی این ارتش را سربازانی که بیشتر محلی های استانهای گوناگون بودند تشکیل می داد. این ارتش به خوبی آموزش دیده بود و به توپ و تفنگ های فتیله ای و شمشیرهای بلند مجهز شده بود و البته توسط فرماندهانی لایق فرماندهی می شد . این فرماندهان در واقع دایمیو (حاکم) های استانهای گوناگون بودند که سوگند وفاداری به هیده یوشی خورده بودند هیده یوشی هم چنین برای حمله به ناگویا فرمان ساخت منطقه عملیاتی بزرگی در کیوشو که نزدیک ترین نقطه برای حمله به شبه جزیره بود داد هم چنین یک پایگاه دریایی بزرگ نیز ساخته شد تا نیروی دریایی ، نیروهای ژاپنی را از تنگه تسوشیما گذر دهد . نیروی اصلی تهاجم نیرویی عظیم به همراه مایحتاج ۴۸۰۰۰۰ سرباز بود . نیروی دریایی ژاپن دارای ۹۰۰۰ ملوان بود به همراه ناوگانی عظیم از کشتی های کوچک دزدان دریایی به همراه کشتی های بزرگ . فرمان آغاز تهاجم در آپریل ۱۵۹۲ صادر شد و در ۲۳ مه ۱۵۹۲ اولین گروه از سربازان با ۷۰۰ قایق در سواحل جنوبی کره در پوسان به خشکی وارد شدند . مدافعان کره ای که غافلگیر شده بودند مغلوب تسلیحات برتر و تعداد بیشتر مهاجمان شدند و در هم شکستند و شهر ظرف چند ساعت سقوط کرد . سربازانی که از مرگ گریخته بودند و اسیر نشده بودند به درون شهر عقب نشستند تا دوباره سازمان یابند .سه لشکر نخست ژاپنی ها به خشکی وارد شدند و سه حمله چنگک دار را به سوی شمال در سراسر خاک کره آغاز کردند و به سرعت به سمت پایتخت ، سئول ، پیش رفتند . نیروی مهاجم تا زمانی که دو سوم مسیر خود به سوی هدف نهایی را طی کردند و به شهر چونگجو رسیدند با مقاومت بسیار اندکی روبرو شد در این نقطه ژاپنی ها با نیروی سازماندهی شده ای به رهبری قهرمان جنگی ژنرال سین روبرو شدند . علی رغم مقاومت دلاورانه سین وسربازانش اما شمشیرهای زنگ زده آنها یارای مقابله با تفنگ ژاپنی ها را نداشت ، ژاپنی ها آنها را از پیش رو بر داشتند و شهر به سرعت سقوط کرد .پادشاه با شنیدن اخبار پایتخت را رها کرد و به سمت شمال کره و در جهت رودخانه یالو متواری شد . نیروهای اندکی که شاه برای دفاع از شهر باقی گذاشت مقاومت ضعیفی در اطراف رودخانه هان از خود نشان دادند و به سرعت مورد تاخت و تاز قرار گرفتند.سه هفته پس از آغاز تهاجم پایتخت کره ، سئول ، سقوط کرد. در این هنگام دریاسالار یی سان سین وارد عرصه شد . در 1591 او به عنوان فرمانده جناح چپ ناوگان استان چولا انتخاب شده بود و وظیفه حفاظت از سواحل جنوبی کره را عهده دار شده بود .این سمت ، سمت مهمی شمرده می شد چرا که از طریق این آبها بخش عمده ای از ذخیره غلات به مقصد شهرهای بزرگ در شمال فرستاده می شد .این حمل و نقل دریایی چندین دهه بود که توسط دزدان دریایی ژاپنی به خطر می افتاد . وجود این حملات به همراه احتمال حمله ژاپنی ها در مقیاسی بزرگ که دریاسالار یی سان سین آن را قریب الوقوع می پنداشت او را بر آن داشت تا نیروی دریایی کره را بسازد . او مدیریت ساخت و ساز ناوگانی از شناورهای رزمی مدرن شامل کشتی ای که خودش شخصا طراحی کرده بود را بر عهده گرفت . طراحی او تا پیش از آن در دنیا نظیری نداشت . او اختراع خود را کشتی لاک پشتی نامید ! کشتی لاک پشتی این کشتی لاکپشتی ،که نامش از شکل آن گرفته شده است، به عنوان اولین کشتی زرهپوش تاریخ شناخته می شود ولی درباره طرح اصلی آن عدم توافقهایی وجود دارد. نمونه ای از کشتی باقی نمانده و تنها نوشته هایی درباره آن در آرشیوهای کره یافت شده اند. بر اساس این اسناد یک کشتی لاک پشتی ساخته شده است و در عرشه آن از صفحات آهنی شش گوش ،که از هم کمی فاصله دارند، استفاده شده است. بعضی منابع تاریخی این کشتی را نه یک کشتی زرهپوش بلکه کشتی چوبی می دانند که توسط میخهای چوبی ساخته شده بود. اگرچه درباره زرهپوش بودن یا نبودن کشتی های لاک پشتی بحث زیاد است اما درباره دیگر خصوصیات آن بحث چندانی وجود ندارد. بر اساس گزارشها کشتی دارای نیزه های تیزی در عرشه بوده که جلوی ورود دشمن را به عرشه کشتی می گرفته اند. قبل از اعزام به نبرد عرشه با حصیر پوشانده می شده تا این نیزه ها از دید دشمن مخفی شوند. کشتی لاک پشتی کشتی با کف صاف، و عرشه ای محدب بوده است. این کشتی 14 قبضه توپ حمل می کرده است و قادر بوده تا در جهات مختلف شلیک کند. به علاوه، مزغلهایی برای شلیک در اطراف عرشه تعبیه شده بود تا سربازان از درون آنها شلیک کنند. در سینه عرضه یک سراژدها نصب شده بود که چهار قبضه توپ را در میان آن جاسازی کرده بودند. دود ناشی از شلیک آنها هدف قراردادن کشتی لاک پشتی را برای ژاپنی ها دشوار می ساخته است (مانند دود استتار عمل می کرده است). این کشتی ها به 20 پارو مجهز بودند که می توانسته اند به وسیله آن از کشتی های دشمن سبقت بگیرند. در طی اولین سال تهاجم ژاپن دریاسالار یی سان در 10 نبرد دریایی پیروز شد و تلفات زیادی به نیروی دریایی ژاپن وارد کرد. در نبرد اوکپو ،اولین پیروزی او، 31 فروند از 50 فروند کشتی ژاپنی غرق شد درحالیکه تلفات کره ای ها چند نفر مجروح بود. در 5 نبرد بعدی ژاپن 83 فروند کشتی و کره تنها 11 ملوان از دست دادند. دو نبرد بعدی ،نبرد جزایر هانسان، 4 روز به طول انجامیدند. در این نبردها ژاپن 110 فروند کشتی و 250 ملوان را از دست داد. تلفات کره ای ها حیرت آور بود؛19 ملوان. در نبرد پوسان پو دریاسالار یی با 92 فروند کشتی خود به مصاف 470 فروند کشتی دشمن رفت و 100 فروند از آنها را غرق کرد درحالیکه تنها 7 نفر تلفات داده بود. چند ماه بعد، ناوگان ژاپن در اونگ پو منهدم شد و دریاسالار به سرفرماندهی ناوگان استان جنوبی سوم رسید. باید اشاره کرد که اگرچه از حیث تعداد برتری با ناوگان ژاپن بود اما آنها به هیچ وجه حریف نیروی دریایی برتر کره نبودند. ناوگان ژاپن بیشتر از کشتی های تجاری تشکیل شده بود که خدمه آنها را دزدان دریایی سابق تشکیل داده بودند. این افراد آموزش کافی برای چنین رزمی ندیده بودند و کشتی هایشان برای این نبردها به خوبی مسلح نشده بود. همچنین فرماندهان ژاپنی با وضعیت سواحل جنوب کره آشنا نبودند که این امر آنها را از مانورهای مناسب باز می داشت. از طرف دیگر نیروی دریایی کره از کشتی هایی استفاده می کرد که بر اساس تجربه ده ها سال مبارزه با دزدان دریایی ساخته شده بودند. خدمه و فرماندهان کره ای به خوبی آموزش دیده بودند و با جزر و مد و جریانهای آبی و موانع زیر آبی منطقه به خوبی آشنا بودند. تحت فرماندهی دریاسالار یی سان، نیروی دریای کره قادر بود تا خطوط مواصلاتی ژاپنی ها را قطع کند. کنترل تنگه تسوشیما و تعدادی از جزایر در طول سواحل جنوبی کره قسمتی اساسی از استراتژی تهاجمی هیده یوشی بود. کنترل این نواحی سبب می شد تا ژاپن به دریای زرد دسترسی داشته باشد و قادر باشد تا سربازانش را در سئول و پیونگ یانگ از طریق دریا تغذیه کند و همچنین یک خط ارتباطی سریع بین سربازان ژاپن در جبهه شمالی و جبهه جنوبی از طریق دریا ایجاد کند. با تسلط کره ای ها بر آبهای ساحلی خود ژاپن ناچار بود تا نیروی دریایی خود را برای دفاع از خط لجستیکی باریک بین کیوشو و پوسان بگمارد و پشتیبانی از جبهه شمالی را با استفاده از یک جاده نامطمئن از مرکز کره انجام دهد. این روش نیاز به نیروی انسانی بیشتری داشت و خطوط تدارکاتی ژاپنی ها همواره در معرض شبیخون کره ای بودند. با گذشت 3 ماه از آغاز جنگ سربازان ژاپنی شبه جزیره کره را از پوسان در جنوب تا رود یالو در شمال درنوردیدند و شهرهای بزرگی چون سئول و پیونگ یانگ را اشغال کردند. ارتش در محاصره کره ،بدون داشتن فرماندهی و روحیه، به صورت جدا جدا و سازمان دهی نشده در تمام کشور پخش شده بودند. برای مدتی کره به صورتی حیاتی بدون دفاع مانده بود. از اینجا به بعد بود که نبردهای چریکی در تمام کره آغازشد. هر کس که توان جنگ داشت به دار و دسته های چریکی که در مناطق مختلف تشکیل شده بود می پیوست. اینان به شمشیر و دیگر سلاح های سبک مسلح بودند و صدها دسته این چنین در کره تشکیل شد وموفقیت های بسیاری با این تاکتیک جنگی بدست آمد. با موفقیت حملات چریکی کره ای ها ارتش منظم امپراطوری مینگ هم وارد کارزار شد. پس از بارها درخواست شاه سونجو چینی ها بالاخره راضی شدند تا به کمک کره ای ها بیایند. چینی ها به این دلیل به کره کمک کردند که کره در آن دوران کشوری خراج گذار چین محسوب می شد.همچنین تهدید ورود ژاپنی ها به خاک چین را نمی توانستند ندیده بگیرند. اولین ارتش چین به استعداد 3000 سرباز برای بازپس گیری پیونگ یانگ حرکت کرد و به راحتی توسط مدافعان ژاپنی در هم کوبیده شد. چینی ها دریافتند که وضعیت در کره بسیار جدی تر از آن است که فکر می کردند و شروع به جمع آوری یک نیروی بزرگ رزمی کردند. در فوریه 1593 ارتشی به استعداد 50000 نفر به پیونگ یانگ حمله کرد و توانست ژاپنی ها را قبل از اینکه قدرت ضدحمله پیدا کنند تا سئول عقب براند. بنابراین، یک بن بست بین ارتش چین در شمال کره و ارتش ژاپن در جنوب کره ایجاد شد. بعد از این اتفاقات گفت و گوهایی برای صلح صورت گرفت اما ناموفق بود. ژاپن دومین ارتش خود را در 27 اگوست 1597 به سمت کره راهی کرد.هیدایوشی، 100هزار سرباز را با 1000 کشتی برای تقوت 50هزار سربازش در پوسان فرستاد. این تهاجم با پیروزی قابل توجهی توسط نیروی دریایی ژاپن اغاز شد، چیزی که حتی یک‌بار در تهاجم اول بدست نیامد. این پیروزی نیروی دریایی ژاپن می‌تواند به دلیل این حقیقت باشد که دریادار” یی سان ” از نیروی دریایی کره به اتهام نادرست سورفتار زندانی شد و یک فرمانده‌ی رقیب او قبل از حمله دوم ژاپنی ها جایگزین وی شد؛ باشد. به هر صورت، حتی با این پیروزی اولیه‌ی نیرویی دریایی‌اش، در طول این حمله ارتش ژاپن نتواست پیشرفت چندانی به خاک کره داشته باشد. این مسئله به تجدید سازمان ارتش کره با حمایت ارتش بزرگ چینی ارسال شده توسط امپراطور مینگ که حمله‌ی دوم ژاپنی ها را پیش‌بینی کرده بود هم برخورد. این بار ژاپنی‌ها به سئول نرسیدند اما به فاصله‌ی کوتاهی از شهر متوقف شدند و به پیوسته به سمت پوسان رانده شدند. درهمین حال، نیرو‌ی دریایی ژاپن شکست دوباره‌ای را به دست دریاسالار یی سان که از زندان ازاد شده بود و به عنوان فرمانده‌ی عالی نیرویی دریایی منصوب شده بود متحمل شد.در نبرد میونگ‌یانگ در اکتبر 1597، مجموعه‌ی کوچکی از ارتش دریاسالار یی سان متشکل از 12 کشتی، 133 کشتی ژاپنی را بدون هیچ تلفاتی از سوی کره شکست داد. این پیروزی را دریاسالار یی پس از برگرداندن ناوگان ژاپنی به یک کانال باریک و با استفادهاز جریان سریع اب به دست اورد. این پیروزی مانع ورود نیروی دریایی ژاپن به دریای زرد و تامین ارتشش برای پیشرفت به سمت سئول شد. اخرین نبرد جنگ، جنگ دریایی نوریانگ، توسط اخرین گروه نیروهای ژاپنی در حال برگشت به ژاپن صورت گرفت. یک ناوگان نیروی دریایی ژاپنی با استعداد 500 کشتی، برای تخلیه‌ی اخرین نیروهای ژاپنی از کره فرستاده شده بود که توسط نیروی دریایی کره‌ای به فرماندهی دریاسالار یی مورد حمله قرار گرفت. ان روز بیش از 200 کشتی نیروی دریایی ژاپن توسط نیروی دریایی کره غرق شد. متاسفانه با وجود پیروزی، دریاسالار یی سان به وسیله‌ی یک گلوله‌ی ژاپنی ها در عرشه‌ی کشتی اش کشته شد. با این اخرین نبرد از حمله‌های هیده‌ یوشی به کره، کره یکی از بزرگ‌ترین قهرمانان جنگ‌اش را از دست داد. این سلسله جنگ ها چند سال بعد از مرگ هیده یوشی پایان یافت. منبع:military.ir اوتو کبیر اوتو که ملقب به کبیر شده است (936-973) باعظمت ترین پادشاهی بود که از زمان شارلمانی در اروپا حکومت می کرد. اوتو در ابتدای کار با شورش حکام باواریا ، لورن و فرانکنی مواجه شد و برای سرکوب آنان به مدت پنج سال (936-941) تلاش کرد. با این جنگ ، بنیان سلطنت او در آلمان استوار گشت و وی هریک از اقوام خویش را به فرمانروایی سرزمین های شورشی منصوب کرد. سپس ، ارتش اوتو در نبرد اگسبورگ در 955 میلادی مجارها را آن چنان در هم کوبید که پس از آن ، دیگر جرئت نکردند به خاک آلمان حمله کنند. در همین زمان بود که اوتو به سوی ایتالیا به حرکت درآمد. نبرد اوتو و مجارها در زمان فرمانروایی اوتو ، ایتالیا کاملاً از هم پاشیده بود. در مرکز آن ، دولت هایی مانند توسکانی ، اسپولتو و ایالات پاپی وجود داشت. مقام پاپ میان خاندان مهم رم دست به دست می شد و از اهمیت آن کاسته شده بود. در شمال ایتالیا نیز دولتی از هم گسیخته ی لمباردی وجود داشت. اوتو به دلیل فتوحات درخشان خود ، عزم کرد که ایتالیا را نیز ضمیمه ی متصرفاتش کند؛ به همین دلیل ، لمباردی را فتح کرد و در وارد رم شد. او در 2 فوریه 962 میلادی مانند شارلمانی در کلیسای رم ، تاج بر سر گذاشت و خود را امپراتور نامید. این واقعه ، مقدمه ی تاسیس امپراتوری مقدس روم می باشد که تا 1806 میلادی ، که بدست ناپلئون بناپارت از میان رفت، به حیاتش ادامه داد. در زمان فرمانروایی اوتو ، ایتالیا کاملاً از هم پاشیده بود. در مرکز آن ، دولت هایی مانند توسکانی ، اسپولتو و ایالات پاپی وجود داشت. مقام پاپ میان خاندان مهم رم دست به دست می شد و از اهمیت آن کاسته شده بود. در شمال ایتالیا نیز دولتی از هم گسیخته ی لمباردی وجود داشت. اوتو به دلیل فتوحات درخشان خود ، عزم کرد که ایتالیا را نیز ضمیمه ی متصرفاتش کند؛ به همین دلیل ، لمباردی را فتح کرد و در وارد رم شد. او در 2 فوریه 962 میلادی مانند شارلمانی در کلیسای رم ، تاج بر سر گذاشت و خود را امپراتور نامید. این واقعه ، مقدمه ی تاسیس امپراتوری مقدس روم می باشد که تا 1806 میلادی ، که بدست ناپلئون بناپارت از میان رفت، به حیاتش ادامه داد.البته این تاجگذاری چندان هم برای آلمان خوب نبود. از این پس ، امپراتوران آلمان خود را وقف لشکرکشی های مداوم و رفع شورش های متوالی می کردند و همین موضوع سبب شد تا این امپراتوری در طی قرون متمادی ، از حالت یکپارچگی خویش فاصله گیرد ؛ برای مثال ، پس از تاجگذاری اوتو ، در شهر رم سه بار طغیان اتفاق افتاد و اوتو با بی رحمی سران شورش را گردن زد تا مانع از آغاز شورش دیگری شود. با مرگ اوتو کبیر ، امپراتوری او نیز تنها طی 25 سال از میان رفت. فرزند و نوه ی او ، اوتو دوم و سوم ، وقت خود را بیش تر در ایتالیا گذرانده و از امور آلمان غافل شدند. هم زمان ، آلمان در جنگ میان سرکردگان و حکام محلی می سوخت و هرج و مرج بر این کشور چیره گشته بود. بعد از مرگ اوتو سوم ، حکومت به فرمانروای باواریا ، هانری ملقب به مقدس ، رسید که خود از خاندان ساکس بود. پس از او ، سلطنت به خاندان فرانکنی رسید (1024-1125) و بعد از آن هم خاندانی از سوآب اقتدار سلطنتی را بدست آوردند (1137-1250). مشخص ترین واقعه دوره ی حکومت خاندان سوآب ، جدال میان روحانیت به رهبری پاپ از یک سو و امپراتور آلمان از سویی دیگر بود. اینم از سری چهارم امیدوارم راضی بوده باشید
  13. شهاب با ما نیستیا!

  14. راستی نمیدونید این مود یه کمپین خشک و خالیه یا مثل کمپین اصلی ماموریت داره؟
  15. تاریخ انتشار بازی رایگان Total War Battles: Kingdom

    نسخه pc کی میاد؟
×